عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

7

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

بوده است از كسانى است كه به اين مقصود كمك رسانيده است . بالاخره بخشهايى ازين مسافرت‌نامه جنبهء الحاقى دارد و آن بخشها نوشته و پرداختهء افرادى است كه در قسمتهاى مختلف بلوچستان منصب مباشرى و ضابطى داشته‌اند و امكان داشته‌اند كه به درون طايفه‌ها بروند و اطلاعات دقيق گردآورى كنند . طبعا اين‌همه اطلاعات جزيى و آمارى نمىتواند برگرفته و دريافتهء مسافرى متشخص باشد كه از معبرى معين در حركت بوده و فرصت كافى براى كسب آن‌گونه اخبار و اطلاعات وسيع نداشته است . بنابرين چنان كه فهرست مندرجات نشان مىدهد روزنامهء مسافرت فرمانفرما در چهار بخش است و به دنبال هريك ازين چهار بخش چهار كتابچه حاوى توصيف و معرفى آباديهاى مناطقى كه ديده شده رفتار يا ديده نشده ، الحاق شده است . طبعا همت ، دانائى ، هوشيارى عبد الحسين ميرزاست كه باعث بر تدوين اين كتاب بسيار مهم دربارهء بلوچستان شده است . ناچار بايد قدر بينش آگاهانه اين دسته از افراد حكمران را كه البته مىتوان هزار عيب هم بر رفتار آنها برشمرد ، دانست . كاش آن حكام ايران كه به رعيت‌نوازى و مردم‌دارى و حسن‌خلق و بىطمعى شهرت گرفته‌اند به اندازهء اين شاهزادهء سرسخت دل‌آزار دنيادوست اثرى از خود بر جاى گذارده بودند كه امروز مىتوانست سند و مدرك و مأخذ درستى براى مطالعات ايرانشناسى باشد . اگر ياقوت حموى براى نوشتن معجم البلدان رنج سفرهاى درازناك را بر خود هموار كرد و اطلاعات عصرى را بر جاى گذارد اين مسافرت‌نامهء فرمانفرما هم حاوى مطالبى است عينى مربوط به سال 1311 قمرى كه در جاى ديگر نيست و از خطه‌اى است كه پاى ياقوتها هم بدان نرسيده . كسى ، حتى خيل فرزندان فرمانفرما كه بعضى از آنها اهل قلم و نوشتن هم شده‌اند خبرى و نشانى از اينكه پدرشان چنين كتاب مهمى نوشته بوده است ندارند . دوستم دكتر حافظ فرمانفرمائيان كه فرزند شايسته و تاريخ‌دان و سفرنامه‌شناس و آگاه بر گوشه‌هاى تاريخ عصر پدرش و دوران قاجارى است وقتى از من شنيد كه چنين كتابى را يافته‌ام هم شاد شد ، هم به تعجب ماند . هيچ خبرى نداشت و هيچ‌چيز هم در خانواده‌اش ازين موضوع نشنيده بود . جز اينكه مىگفت آلبوم عكسى مربوط به بلوچستان را منوچهر ميرزا داشت . نسخهء مسافرت‌نامه 4 من نسخهء ظاهرا يگانهء اين مسافرت‌نامه را در كتابخانه ملى اتريش ديدم . در سال 1375 كه آن كتابخانه از من دعوت كرد تا نسخه‌هاى خطى فارسى آنجا را كه پس از فهرست فلوگل ( چاپ وين 7 - 1865 ) گردآورى كرده بودند فهرست‌نويسى كنم ، آن نسخه را ميان آن مجموعه - كه بالغ بر دويست نسخه بود - ديدم . پس تصميم كردم كه به چاپ آن بپردازم و از اولياى متشخص كتابخانه درخواه عكس شدم و از سركار خانم اوااربيليش E . Irbilish سپاسگزارم كه اين اجازت و مرحمت را به من مبذول كرد .